محمد حسن خان اعتماد السلطنه

1028

مرآة البلدان ( فارسى )

رسيديم . چشمهء بزرگ و آب ايستاده و آب آن شيرين بود كارسازى كرده طرف عصر از آن گذشتيم . دراين راه جائى بود مذكور شد كه توپى از توپهاى محمد رحيم خان خوارزمى حين مراجعت از سفر گرگان و استراباد مانده است . چون توپچى به خان خوارزم عرض كرد توپ ياتدى ( يعنى خوابيد ) آن زمين به اين اسم موسوم شده . دراين منزل اتانياز محرم سوارى به خوارزم فرستاده از آمدن من بنده و خود شرحى عرضه داشت و پيغامى داد و اخبارى كرد . همانا خان حركت كرده بود و سوار در عرض راه به او رسيد . نوزدهم و بيستم به منزل بگ ارسلان كه كوهى بلند بود رفتيم و از آنجا به قويمت آتا شديم . دراين منزل نيز چشمهء آب شيرين و تلخ بود . بيست و يكم به منزل قريمان آتا نام كه صحرائى بىگياه بود رسيديم . همان آب تلخ در آنجا به هم مىرسيد و به شيرينى خورديم . بيست و دويم به منزل كوكلان قوئى رسيديم و آب تلخى درآن سرزمين ديديم . بيست و سيم چهار منزل قطع كرديم و از كوه قاپلان قرى برفراز آمديم . كوهى بلند بود و تنگنائى صعب داشت به زبر كوه بنشستيم و تمام بارواستران و كاروان را بگذرانيديم و در چرشى « 1 » وارد شديم . دراين منزل آب شيرين بود . بيست‌وچهارم ، در عرض راه چند نفر تركمان يموت ديديم كه از اوبهى به اوبهى مىرفتند . به صحرائى شوره‌زار رسيديم كه خارترى « 2 » داشت . از ديدن سبزه مسرتى حاصل شد . آب تلخ قليلى نيز در آنجا بود و نام آنجا را « غنعه‌چاشكن » مىخواندند . بيست‌وپنجم بيابان خشكى طى كرديم كه همه ريگ بود . به جائى فرود آمديم كه آن را « شاه صنم » مىخواندند . همانا سابقا قلعهء آبادى بوده است از آن نام بزرگ خوب و از آن زمين ريگ بدحيرتى كرديم و معنى اسم بىمسمى را دانستيم . آبى تلخ‌تر از شيرهء حنظل در آنجا به هم رسيد .

--> ( 1 ) - نسخهء چاپى : چرشلى . ( 2 ) - ايضا : خارشترى .